سلام به همه ی شا عزیزان.

 

من چند روزی بود که مسافرت بودم (جای همتون خالی).

 

در یکی، دو روز اخیر اتفاقای خوبی واسم افتاد که تصمیم گرفتم

 

شادیهامو با شما عزیزان قسمت کنم.

 

یکی از اون اتفاقات خوب قبولیم توی دانشگاه توی شهری که می خواستم بود

 

(خواهش می کنم تشویق نفرمایید!!!)

 

از همه ی عزیزان که توی پست قبل منو از نظراتشون بهره مند کردند

 

کمال تشکر رو دارم در اولین فرصت به همشون سر میزنم و جواب محبتاشونو میدم

 

به خاطر اینکه خوشحالم چند تا لطیفه واستون می ذارم که امیدوارم خوشتون بیاد!!

 

 

۱.يه روز از تهراني ميپرسن نامزد حكم چيو داره ميگه مثل اينل مي مونه كه بابات برات

دوچرخه بخره نتوني سوارش بشي!!

 

۲.غضنفر ميخواسته خودكشي كنه يه تير به مغز خودش شليك ميكنه، نيم ساعت بعد ميميره!

 از همه دنيا دانشمندا جمع مي‌شن كه ببينيد قضيه اين چي بوده،

 ‌بعد از دوسال تحقيق مي‌فهمند كه تيره تو اين مدت داشته دنبال مغزيارو ميگشته!!!!

 

۳.کبوتر مست می کنه بجای نامه ایمیل میبره!!!

 

۴.به پشه ميگن چرا زمستونا پيدات نيست ميگه نيست تابستون خيلي رفتارتون خوبه...

 زمستونم بيایم!!!

 

اگه خیلی بی مزه بودند شما به با نمکی خودتون ببخشید.

 

و اینم یه عکس خوشفل واسه همتون

 


 

نگارنده : سارا _ یکشنبه 18 شهریور1386