و اما خودم...

خداحافظی گریه در یک غروبِ
خداحافظی رنگِ دشت جنوبِ
خداحافظی غم توی کوله باره
خداحافظی ناله ی قطاره
یه خط یادگاری رو دیوار نوشتم
دل و جا گذاشتم بریدم گذشتم
دو تا قطره اشک رویِ شیشه حیرون
یکی گریه ی من یکی مال بارون
چه غمگین جاده،چه بی رحمِ رفتن
جدا میشم از تو جدا میشی از من
یه قلب مسافر، یه مرغ مهاجر
با یه دفتر از خاطراتِ قدیمی
جدا میشه از لحظه هایِ صمیمی...
فهرست دل نوشته ها
دوستان من
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
قاب رویا
گل ارکیده
حسین و امین
جادوگر شهر بز (آزی نازی خودم)
امین
دلتنگی های چند چغندر دیوانه(اٍلی،بیدار،دکتر)
فاطی جان
شیما جان
فرزانه جان
طراح حرفه ای قالب وبلاگ (MyTemplate)(آقا حامد)
سرسپرده (آقا مهدی)
پیتزا کفش بابا!!!!(@_#)!
عاشقونه (آقا محمد)
جاده تاريك من (آقا مسعود)
دل نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
تو غربت نگاه من ترانه هام آتيش گرفت
براي تو اي عشق من عمردوباره اي گرفت
قسم به برفاي سفيد بگو گناه من چي بود؟
كه رفتي و شدي برام يه قصه ي بود و نبود
مخمل برفاي سفيد رو گونه هات نشسته بود
وقتي كه ميگفتي دلت يه لحظه عاشقم نبود
روزاي سرد و بي نفس چه زود برام تكراري شد
از اونروزي كه رفتي تو هيشكي برام توهم نشد
ميخوام صدات كنم ولي اينو ميدونم كه ديره
اسمت نشسته بي ريا رو لباي يكي ديگه
قدم قدم تو جاده ها به عشق تو راهي شدم
اما چه سود وقتي برات حتي تمنا نشدم
