و اما خودم...

خداحافظی گریه در یک غروبِ
خداحافظی رنگِ دشت جنوبِ
خداحافظی غم توی کوله باره
خداحافظی ناله ی قطاره
یه خط یادگاری رو دیوار نوشتم
دل و جا گذاشتم بریدم گذشتم
دو تا قطره اشک رویِ شیشه حیرون
یکی گریه ی من یکی مال بارون
چه غمگین جاده،چه بی رحمِ رفتن
جدا میشم از تو جدا میشی از من
یه قلب مسافر، یه مرغ مهاجر
با یه دفتر از خاطراتِ قدیمی
جدا میشه از لحظه هایِ صمیمی...
فهرست دل نوشته ها
دوستان من
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
قاب رویا
گل ارکیده
حسین و امین
جادوگر شهر بز (آزی نازی خودم)
امین
دلتنگی های چند چغندر دیوانه(اٍلی،بیدار،دکتر)
فاطی جان
شیما جان
فرزانه جان
طراح حرفه ای قالب وبلاگ (MyTemplate)(آقا حامد)
سرسپرده (آقا مهدی)
پیتزا کفش بابا!!!!(@_#)!
عاشقونه (آقا محمد)
جاده تاريك من (آقا مسعود)
دل نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
خداوندا ؛ داده هايت را ، نداده هايت را و گرفته هايت را دوست مي دارم كه داده هايت نعمت ، نداده هايت حكمت و گرفته هايت وسيله اي ست براي امتحان ميزان ايمان من عشق و دوست داشتن از پي هم مي آيند اما هر گز در يک خانه منزل نمي کنند. عشق قانون نمي شناسد دوست داشتن اوج احترام به مجموعه اي از قوانين عاطفي است . يافتن دوستان خوب سخت است ، سخت تر از آن ترک آنهاست و فراموش کردنشان غير ممکن. و بدان که عشق ويران کردن خويش است.