و اما خودم...

خداحافظی گریه در یک غروبِ
خداحافظی رنگِ دشت جنوبِ
خداحافظی غم توی کوله باره
خداحافظی ناله ی قطاره
یه خط یادگاری رو دیوار نوشتم
دل و جا گذاشتم بریدم گذشتم
دو تا قطره اشک رویِ شیشه حیرون
یکی گریه ی من یکی مال بارون
چه غمگین جاده،چه بی رحمِ رفتن
جدا میشم از تو جدا میشی از من
یه قلب مسافر، یه مرغ مهاجر
با یه دفتر از خاطراتِ قدیمی
جدا میشه از لحظه هایِ صمیمی...
فهرست دل نوشته ها
دوستان من
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
قاب رویا
گل ارکیده
حسین و امین
جادوگر شهر بز (آزی نازی خودم)
امین
دلتنگی های چند چغندر دیوانه(اٍلی،بیدار،دکتر)
فاطی جان
شیما جان
فرزانه جان
طراح حرفه ای قالب وبلاگ (MyTemplate)(آقا حامد)
سرسپرده (آقا مهدی)
پیتزا کفش بابا!!!!(@_#)!
عاشقونه (آقا محمد)
جاده تاريك من (آقا مسعود)
دل نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
سلام به همه ی شا عزیزان. من چند روزی بود که مسافرت بودم (جای همتون خالی). در یکی، دو روز اخیر اتفاقای خوبی واسم افتاد که تصمیم گرفتم شادیهامو با شما عزیزان قسمت کنم. یکی از اون اتفاقات خوب قبولیم توی دانشگاه توی شهری که می خواستم بود (خواهش می کنم تشویق نفرمایید!!!) از همه ی عزیزان که توی پست قبل منو از نظراتشون بهره مند کردند کمال تشکر رو دارم به خاطر اینکه خوشحالم چند تا لطیفه واستون می ذارم که امیدوارم خوشتون بیاد!! ![]()
![]()
در اولین فرصت به همشون سر میزنم و جواب محبتاشونو میدم
۱.يه روز از تهراني ميپرسن نامزد حكم چيو داره ميگه مثل اينل مي مونه كه بابات برات
دوچرخه بخره نتوني سوارش بشي!!
۲.غضنفر ميخواسته خودكشي كنه يه تير به مغز خودش شليك ميكنه، نيم ساعت بعد ميميره!
از همه دنيا دانشمندا جمع ميشن كه ببينيد قضيه اين چي بوده،
بعد از دوسال تحقيق ميفهمند كه تيره تو اين مدت داشته دنبال مغزيارو ميگشته!!!!
۳.کبوتر مست می کنه بجای نامه ایمیل میبره!!!
۴.به پشه ميگن چرا زمستونا پيدات نيست ميگه نيست تابستون خيلي رفتارتون خوبه...
زمستونم بيایم!!!
اگه خیلی بی مزه بودند شما به با نمکی خودتون ببخشید. ![]()
![]()
و اینم یه عکس خوشفل واسه همتون

وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت من به انتظار امدنش نشستم
وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم
وقتی او تمام کرد من شروع کردم
وقتی تمام شد من آغاز شدم
و چه سخت است تنها متولد شدن چراکه
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن.
تا ابد منتظر آمدنت خواهم ماند.

تو غربت نگاه من ترانه هام آتيش گرفت
براي تو اي عشق من عمردوباره اي گرفت
قسم به برفاي سفيد بگو گناه من چي بود؟
كه رفتي و شدي برام يه قصه ي بود و نبود
مخمل برفاي سفيد رو گونه هات نشسته بود
وقتي كه ميگفتي دلت يه لحظه عاشقم نبود
روزاي سرد و بي نفس چه زود برام تكراري شد
از اونروزي كه رفتي تو هيشكي برام توهم نشد
ميخوام صدات كنم ولي اينو ميدونم كه ديره
اسمت نشسته بي ريا رو لباي يكي ديگه
قدم قدم تو جاده ها به عشق تو راهي شدم
اما چه سود وقتي برات حتي تمنا نشدم
