تبليغاتX
دلتنگی های سارا

 

 

حسین سلطان عشق است،

عباس ساقیِ عشق است،

زینب شاهد عشق است،

سجاد راویِ عشق است.

کاروانِ عشق در راه است و

خود عشق در نیمه ی شعبان

خواهد آمد.

 

اعیاد شعبانیه بر شما عزیزان

تبریک و تهنیت باد.

 


 

نگارنده : سارا _ شنبه 27 مرداد1386


 

 

خداوندا ؛ داده هايت را ، نداده هايت را و گرفته هايت را دوست مي دارم كه داده هايت نعمت ،

نداده هايت حكمت و گرفته هايت وسيله اي ست براي امتحان ميزان ايمان من

 

 

عشق و دوست داشتن از پي هم مي آيند اما هر گز در يک خانه منزل نمي کنند. عشق قانون نمي

شناسد دوست داشتن اوج احترام به مجموعه اي از قوانين عاطفي است . يافتن دوستان خوب

سخت است ، سخت تر از آن ترک آنهاست و فراموش کردنشان غير ممکن. و بدان که عشق

ويران کردن خويش است.

 

 

 


 

نگارنده : سارا _ سه شنبه 23 مرداد1386


 

              مي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني!

              حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي!

              نگاهت نمي کنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني!

              صدايت نمي زنم ..... زيرا اشک هاي من براي تو بي فايده است!

              فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام.


 

نگارنده : سارا _ جمعه 5 مرداد1386


 

سلام به گرمیِ آفتاب داغ تابستون به وجودِ گرم و پرشور همتون.من اومدم.

 

اومدم تا بازم بنویسم دلتنگیامو اما دلتنگ تر از گذشته.

 

از همتون که توی این مدت منو تنها نذاشتید و بهم سر زدید تشکر میکنم

 

امیدوارم بتونم جبران کنم بازم پیشم بیاید یادتون نره ها.این شاخه گلم تقدیم به همتون

 

که عین گل میمونید. قربونِ همتون "سارا"


 

نگارنده : سارا _ جمعه 5 مرداد1386


 

پس از آن غروبِ رفتن اولین طلوعِ من باش

من رسیدم رو به آخر تو بیا شروعِ من باش

شب و از قصه جدا کن چکه کن رو باور من

خط بکش رو جایِ پای گریه های آخرِ من

اسمتو ببخش به لبهام بی تو خالیه نفسهام

قد بکش رو باور من زیر سایبونِ دستام

خوابِ سبز رازقی باش عاشقِ همیشگی باش

خسته ام از تلخیِ شب تو طلوعِ زندگی باش

من پر از حرفِ سکوتم خالیم رو به سقوطم

بی تو و آبیِ عشقت تشنه ام کویرِ لوتم

نمی خوام آشفته باشم آ رزویِ خفته باشم

تو نذار آخرِ قصه حرفمو نگفته باشم

 


 

نگارنده : سارا _ جمعه 5 مرداد1386